×

مسیر صحیح برندسازی در شبکه‌های اجتماعی

بررسی عوامل مهم و باورهای غلط در مورد برندسازی در شبکه­‌های اجتماعی

در این مطلب ابتدا با اهمیت برندسازی در شبکه‌های مجازی آشنا می‌شویم و بعد در مورد عوامل کلیدی و باورهای غلط نسبت‌ به برندسازی در این شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کنیم.

با گسترش شبکه­‌های اجتماعی، کسب‌وکارها نیز احساس کردند که برای اهداف تجاری خود باید در این شبکه‌­ها فعالیت کنند؛ به‌طوری‌که امروزه اکثر کسب‌وکارها از این فضا به‌منظور برندسازی استفاده می‌نمایند. با استراتژی مناسب و دوری از باورهای غلط می­توان به یک برندسازی خوب در این شبکه‌­ها دست پیدا کرد.

توییتر، فیسبوک، اینستاگرام و… نام‌­های آشنایی هستند که امروزه مردم جهان در سنین مختلف در آن­‌ها حضور دارند. با گسترده­‌شدن این فضا برای مردم دنیا، کسب‌وکارها نیز به فکر استفاده از شبکه‌­های اجتماعی به‌عنوان محیطی برای بازاریابی و برندسازی خود افتادند. به همین دلیل است که وقتی این روزها نگاهی به این شبکه‌­ها می‌­اندازیم، متوجه می­‌شویم که این شبکه­‌ها دیگر محیطی صرفاً برای سرگرمی نیستند، بلکه کسب‌وکارها روز‌به‌روز با حضور بیشتر در این شبکه­‌ها، به مسئلۀ برندینگ و بازاریابی خود بیشتر توجه می‌­کنند.

اگر در گذشته کسب‌وکارها با صرف هزینۀ زیاد در یک مجلۀ معروف یا با آگهی­‌ها و بیلبوردهای تبلیغاتی، برندینگ را پیش می‌بردند، در حال حاضر می­‌توانند با ایجاد یک صفحۀ مجازی در این شبکه‌­ها کار برندینگ کسب‌وکار خود را پیش ببرند. استفاده از شبکه‌­های اجتماعی به‌منظور برندسازی، افراد بیشتری را نسبت‌به بقیۀ راه­‌های برندینگ، با کسب‌وکار آشنا می‌کند.

عوامل مهم برندسازی در شبکه­‌های اجتماعی

1- هویت کسب‌وکار

کسب‌وکار باید به صورت شفاف پاسخ دهد که چه فعالیتی را انجام می­‌دهد و در محتوایی که ارائه داده، هویت و خدمتی که می‌دهد مشخص باشد. همچنین باید مزیت نسبی محصول یا سرویس خود را توضیح دهد؛ یعنی مخاطب متوجه شود که کسب‌وکار مدّنظر چه ویژگی­‌ها و نکات بهتری دارد که محصولش را نسبت‌به برندهای دیگر متمایز می‌­کند. هرچه محتوای توضیح­ داده‌شده در مورد نوع فعالیتی که کسب‌وکار ارائه می‌دهد شفاف‌تر باشد، بیننده حس بهتری نسبت‌به برند پیدا می­‌کند و راحت‌تر پیام برند را درک می‌­نماید.

2- مخاطبان

در برندسازی، درک و نگاهی که مخاطب نسبت‌ به برند پیدا کرده اهمیت دارد. مثلاً وقتی فردی به یک فروشگاه می­‌رود و می‌خواهد محصول مورد نیاز خود را بخرد، در میان برندها با محصولی یکسان، برندی را انتخاب می‌کند که نگاه مثبت‌تری به آن دارد و توانسته اعتماد فرد را جلب کند. از این رو در برندسازی، کسب‌وکار باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا بتواند در مخاطب حس اعتماد ایجاد کند. برندسازی در شبکه­‌های اجتماعی نیز اگر بخواهد موفق شود باید مخاطب را در نظر بگیرد؛ مثلاً بداند مخاطبِ محتواهایی که به‌منظور معرفی کسب‌وکار قرار است در شبکه‌­های اجتماعی ارائه شود، چه کسانی هستند، یا چه محدودۀ سنی‌ای دارند؟

برای تأثیرگذاری بیشتر و رسیدن به هدف، کسب‌وکار باید خودش را جای مخاطب بگذارد و بداند که خواسته‌­ها و علایق آن‌­ها چیست و چه نیازهایی دارند. بعد از پیش‌بینی پاسخ این موارد، پیام را به صورت هدفمند ارسال کند. به این منظور، کسب‌وکار می­‌تواند با تحلیل داده­‌های مختلف، مخاطبان خود را بهتر بشناسد. یکی از مزیت­‌های شبکه‌های اجتماعی، دسترسی راحت به داده‌های تحلیلی موردنیاز برای شناخت مخاطبان است. تحلیل داده می­‌تواند شِمای خوبی از رفتار مخاطبان شبکه‌­های اجتماعی، برای صاحبان کسب‌وکارها ایجاد کند.

3- محتوای ارائه‌شده

انتخاب نوع درست محتوا و رعایت ­کردن اصول حرفه‌­ای با بالاترین راندمان به منظور برندسازی، آن­ چیزی است که در شبکه­‌های اجتماعی باید رعایت شود. آمارها نشان می­‌دهد که تولید محتوا در شبکه­‌های اجتماعی به‌منظور معرفی کسب‌وکارها، هر لحظه بیشتر می­‌شود. این حجم از ارائۀ محتوا باعث می­‌شود که فضای برندسازی در این شبکه‌­ها رقابتی­‌تر شود و پیامی که اصول را رعایت کرده، بیشتر دیده شود. استفاده از ایده‌­های خلاقانه و زمان­‌بندی درست مانند ایجاد کمپین­‌ها و جشنواره‌­های جذاب براساس علاقۀ مخاطبین، می­‌تواند به بیشترکردن مشتریان و فروش یک سازمان کمک کند.

همچنین فهم درست و درک کارکرد این شبکه‌­ها نیز عاملی است که در یک برندسازی موفق، تأثیر بسزایی دارد. هرکدام از شبکه­‌ها کاربرد خود را دارند و شناخت این فضاها است که تأثیرگذاری یک پیام را بیشتر می­‌کند. کسب‌وکارها این نکته را باید بدانند که با توجه به حجم و تنوع محتواها، باید در کم‌ترین زمان ممکن، باکیفت­‌ترین محتوا را ارائه دهند تا مورد توجه مخاطب قرار گیرد.

4- طراحی

بصری­‌سازی و جذاب­ بودن پیام­‌ها، به درک مخاطبین از برند یک کسب‌وکار بسیار کمک می­‌کند. مغز ما تمایل دارد محتوای بصری رادر مقایسه با متن نوشتاری 60000 برابر سریع­‌تر پردازش کند؛ این یعنی جذابیت محتواهای بصری نسبت‌به محتواهای متنی بیشتر است. در نتیجه رعایت نکات بصری و استفاده از ترفندهای زیبایی‌شناسی در عین در نظرگرفتن هدف پیام، منجر به نزدیک­‌ترشدن به علایق مخاطب می‌­شود.

باورهای اشتباه در مورد برندسازی در شبکه‌­های اجتماعی

کسب‌وکار باید در این شبکه‌­ها بر اهداف برندینگ و بازاریابی خود تمرکز کند و مسیر درستی را برای رسیدن به آن انتخاب کند. برای همین، این اهمیت دارد که کسب‌و‌کار از باورهای اشتباه دوری کند و مسیر درست را شناسایی نماید. در این­جا چهار باور غلط در مورد برندسازی در شبکه­‌های اجتماعی را بررسی می­‌کنیم:

  • رسانه­‌های اجتماعی می‌­توانند در یک شب، برند کسب‌وکاری را محبوب کنند.

این نکته را باید در نظر گرفت که برندسازی، یک ارتباط بین محصول و مشتری است. یک حس اعتماد، که اگر پیش نیاید، یعنی برندسازی موفق نشده‌است. واقعیت این است که کسب‌وکارها گاهی با اقداماتی مانند فروش یا کارهای فنی، می­‌خواهند برند را در ذهن مخاطبین خود تثبیت کنند، اما از آن‌جا که برندسازی رابطۀ بین مشتری و محصول برند است، در طی زمان این اقدامات شکست می‌­خورد و نمی‌­تواند عایدۀ خوبی را برای کسب‌وکار به همراه داشته‌باشد.

باید درنظر گرفت که ارتباط و از آن مهم‌تر، ایجاد حس اعتماد در مخاطب، امری تدریجی است و به زمان احتیاج دارد. حتی به‌دست‌آوردن مخاطبان از مسیری غیر از راه‌های تدریجی هم موفقیت لازم را ندارند. اگر این شناخته‌شدن، از طریق اقدامات غیراخلاقی مانند تبلیغات منفی که علیه برندهای رقیب می­‌شود، به دست آمده‌باشد، می‌­تواند خود باعث بی‌­اعتمادی و از بین‌رفتن بخشی از مخاطبین در این شبکه‌­ها شود. حتی اگر موفقیت‌­آمیز هم باشد، از آن­جا که این افراد از طریق رابطۀ بین برند و مخاطب به دست نیامده­‌اند، حفظ آن‌­ها در طول زمان بسیار سخت است و معمولاً با شکست مواجه می­‌شوند.

بهتر است شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یک ابزار یا رابط بین مخاطب و محصولات دیده ­شوند و بیشترِ تمرکز کسب‌و‌کارها بر این باشد که چه چیزی باعث ایجاد حس اعتماد می­‌شود. اتخاذ رویکرد تدریجی و آهسته معمولاً با موفقیت بیشتری همراه است.

  • برای برندسازی لازم است حتماً در همۀ شبکه­‌های اجتماعی باشیم.

رسیدن به یک برندسازی موفق، با استراتژی و نقشۀ درست به دست می­‌آید. شناخت و درک صحیح از شبکه‌‌های مجازی و این­که کارکرد هرکدام از این شبکه‌­ها چیست، اولین گام برای ساخت یک استراتژی درست است. اگر این استراتژی صحیح نباشد و در جهت اشتباهی قرار گیرد، ممکن است باعث ارائۀ پیامی نامربوط بشود و این مسئله، خود، تأثیر منفی روی روند برندسازی می‌گذارد. از طرفی یک محدودیت مهم در شبکه‌­های اجتماعی، زمان است.

مخاطب وقتی یک پیام را می­‌بیند، باید به‌سرعت پیام کسب‌وکار را دریافت کند. بنابراین استفادۀ بهینه و درست از شبکه­‌های اجتماعی است که منجر به برندسازی می­‌شود. ممکن است یک کسب‌وکار به‌جای تمرکز داشتن روی این مسائل، به فکر این باشد که در همۀ شبکه‌های اجتماعی فعالیت کند، اما باید دانست که استفادۀ کورکورانه و نداشتن آگاهی نسبت‌ به این شبکه‌­ها گاهی می‌­تواند نتیجۀ عکسی را برای یک کسب‌وکار به همراه داشته‌باشد. چراکه هرکدام از این شبکه­‌ها کارکرد متفاوتی دارند و دارای مجموعه‌­ای منحصربه‌فردی از مخاطبان هستند.

در نتیجه شاید یک کسب‌وکار لزوماً احتیاج نداشته‌باشد که هزینه و نیروی انسانی خود را صرف شبکه‌­های اجتماعی‌ای که عایده­‌ای برای آن به همراه ندارد، بگذارد. بهتر است که تمرکز سرمایه‌گذاری روی افرادی باشد که پیش‌بینی می‌شود علاقۀ بیشتری به کسب‌وکار موردنظر دارند.

  • برای یک برندسازی موفق در شبکه‌های اجتماعی، به صدهاهزار دنبال‌کننده نیاز داریم.

قطعاً تعداد زیاد دنبال‌کننده یا ملاک­‌های کمّی این شبکه­‌ها مانند لایک و اشتراک­‌گذاری و…، در شناخت و حتی فروش، تأثیر زیادی دارد. اما سؤال این‌جاست که آیا این تعداد دنبال‌کننده، ارتباط فعالی با برند دارند؟ هدف برندسازی ایجاد ارتباط و حس اعتماد در بین مخاطبین است. هرچه این ارتباط بیشتر باشد و موردپسند مخاطب واقع شود، بدان معنی خواهد بود که برندسازی، با کیفیت بیشتری پیش رفته‌است. برای برندسازی، مطلوب این است که تمامی دنبال‌کنندگان، فارغ از کمیت، با برند ارتباط خوبی داشته‌باشند، آن را بشناسند و حس خوبی از آن دریافت کنند. بنابراین درنظرگرفتن کیفیت ارتباط با مخاطبین فعال، مهم‌­تر از کمیت این مخاطبین است.

  • برندسازی در شبکه‌های اجتماعی، صرفاً ارائۀ محتوا و بالاتر رفتن فروش را دنبال می‌کند.

وقتی مخاطب احساس کند که در نظر یک کسب‌وکار مهم است و به او احترام گذاشته می­‌شود، حس وفاداری او نسبت‌ به محصول برند ایجاد می‌شود. مخاطب باید بتواند نظرات و افکار خود را با برند به اشتراک بگذارد و برند نیز با گذاشتن زمان برای او، با مخاطب صحبت کند. در این صورت در نگاه مخاطبین، یک برند پاسخگو شکل می­‌گیرد که می­‌توانند در شبکه‌­های اجتماعی مختلف با او صحبت کنند. بنابراین صِرفِ قراردادن محتوا و فراموش‌کردن مخاطب و ارتباطش با کسب‌وکار، استراتژی غلطی است.

تمایل مردم جهان به شبکه­‌های اجتماعی و حضور قابل­ توجه افراد در این شبکه­‌ها باعث شده که کسب‌وکارها هم با ورود به این فضا اهداف خود را اجرایی کنند. شناخت درست این شبکه‌­ها و تمرکز بر اهداف برندسازی مانند ایجاد ارتباط فعال با مخاطب، منجر به برندشدن یک کسب‌وکار و ایجاد مشتریان وفادار می­‌شود.

منابع:

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *